تبليغاتX
دیپلماسی رسانه

دیپلماسی رسانه

تحلیل و تفسیر تخصصی اخبار و رویدادهای روز

اسرائيل و عربستان در مسير پرونده هسته‌اي ايران سنگ اندازي مي‌كنند

كارشناس مسائل بين‌الملل در گفت‌و‌گو با ايران:

گروه سياسي - محمد خاكي نهاد مذاكرات «استانبول 2» هرچند پس از برگزاري ظاهراً مورد رضايت و خوشنودي دو طرف مذاكره واقع شد، اما از پيچيدگي‌هاي سياسي بالايي برخوردار است.

از سويي اروپا به دلايل مختلف از جمله مشكلات اقتصادي و بحراني كه در حوزه انرژي دامن گيرش شده است، به شدت به نتايج اين مذاكرات دلبسته است و از سوي ديگر برخي كشورها مانند امريكا در تلاشند با اجراي يك عمليات فريب در اين مذاكرات به منافع خود از جمله برگزاري انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده به صورت دلخواه دست يابند.

در داخل نيز هرچند مقامات رسمي جمهوري اسلامي نتايج مذاكرات استانبول را موفق ارزيابي كرده‌اند و البته چنين هم هست، اما نبايد تمام منافع و شرايط كشور را به دور بعدي مذاكرات در بغداد گره زد. غرب بارها نشان داده قابل اطمينان و اعتماد نيست، از همين‌رو ايجاد حساسيت‌هاي بي مورد در‌خصوص مرحله بعدي مذاكرات مي‌تواند به ضرر جمهوري اسلامي تمام شود.

براي بررسي دگرباره ابعاد مختلف مذاكرات استانبول به سراغ «دكتر مراد عنادي» رفتيم تا تهديدها و فرصت‌هاي مذاكرات هسته‌اي را با اين كارشناس مسائل بين‌الملل به بحث بنشينيم.

در نشست «استانبول 2» ايران و 1+5 روي چه اصولي توافق كردند كه سبب ابراز رضايت هر دو طرف از اين مذاكرات شد؟

در نشست «استانبول 2» ايران و 1+5 روي اين اصول توافق كردند كه گام به گام و مطابق با توافق متقابل عمل كنند. در واقع توافق كردند كه حل مسائل با فرمول گام به گام و عمل متقابل طرفين انجام شود.آنچه كه مشهود است، اين‌كه اراده 1+5 براي برون‌رفت از پرونده ايران قرار داشته تا اين مذاكرات يك خروجي داشته باشد. بر همين اساس طرفين توافق كردند دور بعدي مذاكرات در سوم خرداد در بغداد ادامه پيدا كند.

روسيه و چين در اين مذاكرات چه نقشي را ايفا كردند؟

در اين مذاكرات روسيه و چين نقش موازنه‌ دهنده داشتند و تلاش مي‌كردند تا نظرات ايران و طرف غربي را به هم نزديك كنند.

در خبرها آمده است كه اسرائيل همراه با برخي كشورهاي منطقه از مثبت بودن مذاكرات «استانبول 2» اظهار ناخشنودي كرده‌اند. اين موضوع را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

در اين مذاكرات بايد به برخي متغيرهاي حاشيه‌اي همچون اسرائيل و عربستان سعودي اشاره كرد. اسرائيل و عربستان سعودي مايل نيستند كه پرونده هسته‌اي ايران برون‌رفتي داشته باشد و همواره خواهان پيچيده‌تر شدن مسئله بوده و حتي در مسير اصلاح مسئله مانع‌تراشي و سنگ‌اندازي‌‌ مي‌كنند.

اما با وجود اين حجم از تلاش‌هاي حاشيه‌اي و مخرب مي‌توان گفت نتيجه مذاكرات برد - برد شده است.
به رغم اين‌كه خانم اشتون و آقاي جليلي از مذاكرات ابراز رضايت كرده و آن را سودمند توصيف كردند از برخي طرف‌هاي غربي همچنان مباحثي در خصوص تداوم تحريم شنيده مي‌شود. از سوي ديگر برخي در داخل كشور دائماً در تلاشند اين پيام را به غرب بدهند كه تحريم‌ها بايد لغو شود. نظرتان در اين خصوص چيست؟

برخي گزاره‌هاي متناقض از برخي طرف‌ها شنيده مي‌شود. براي نمونه خانم كلينتون بحث تحريم را دوباره مطرح كرده است كه مي‌توان آن را در قالب سياست چماق و هويج نيز تحليل كرد. البته يك ديدگاه هم اين است كه برخي طرف‌ها حل مسالمت‌آميز مسئله هسته‌اي ايران را در تضاد با منافعشان ارزيابي مي‌كنند و منافع خود را در تنش و حل نشدن مسئله مي‌بينند. از اين رو مباحثي درخصوص تحريم را مطرح مي‌كنند.

با اين وجود خبرگزاري‌ رويترز اعلام كرده است در نشست آتي اتحاديه اروپا بحث تعليق تحريم نقتي ايران در دستور كار است.

دولت تركيه روابط خوبي با غرب دارد. مقامات تركيه بويژه عبدالله گل رئيس‌جمهور اين كشور نيز بارها اعلام كرده‌اند تحريم ايران منافع تركيه را به خطر مي‌اندازد با اين اوصاف نقش تركيه در اين مذاكرات را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

تركيه از طرف‌هاي 1+5 نيست اما از ناحيه كشور ميزبان علاقه‌مند است مذاكرات انجام شده در كشورش خروجي داشته باشد لذا سعي مي‌كند ديدگاه‌هاي طرفين را بويژه با ارتباطي كه با غربي‌ها دارد به هم نزديك كند.

از سويي ديگر تركيه تلاش دارد استانبول همانند ژنو به مركز رايزني‌هاي بين‌المللي و ديپلماتيك تبديل شود و در همين راستا نشست‌هاي متعددي را درخصوص ليبي، سوريه، عراق و ... در استانبول برگزار كرده و از اين طريق براي خود كسب وجهه كرده است. در كل مي‌توان نقش تركيه را در مذاكرات مثبت قلمداد كرد و از اين حيث تركيه برخلاف نقش منفي عربستان و رژيم صهيونيستي در راستاي حل مسئله
تلاش مي‌كند.

آلمان يكي از اعضاي 1+5 است. اين كشور از گذشته‌هاي دور خواستار نزديكي به ايران بوده و همواره با مخالفت انگليس، فرانسه، روسيه و ديگر قدرت‌هاي وقت مواجه شده است. از طرفي آلمان اكنون علي‌رغم تحريم‌ها همچنان بزرگترين شريك تجاري ايران است. با توجه به اين موارد، مواضع و نگاه آلمان در اين مذاكرات را چگونه تحليل مي‌كنيد؟

آلمان سابقه تاريخي مثبتي در روابط با ايران دارد. براي مثال گشنر وزير امور خارجه آلمان در تنظيم قطعنامه 598 تلاش زيادي كرد تا خواسته‌ها و منويات ايران در قطعنامه لحاظ شود. در تروئيكاي اروپا نيز مواضع آلمان نسبت به فرانسه و انگليس متعادل‌تر است. انگليس در تحريم نظام بانكي ايران و فرانسه در تحريم نفتي پيشگام‌ بوده‌اند در حاليكه آلمان‌ها نقش متعادل‌كننده‌اي دارند. روابط تجاري گسترده آلمان با ايران نيز يكي ديگر از دلايل مواضع متعادل آلمان‌ها است. در اين ميان بايد گفت آلمان‌ها از عنوان 1+5 و اين‌كه آلمان را خارج از 5 قدرت برتر دنيا معرفي مي‌كنند به هيچ‌وجه خشنود نيستند و جايگاه خود را بالاتر از اين مي‌دانند.

گفته شده ايران در مذاكرات« استانبول2» تعطيلي فردو و غني‌سازي 20 درصد را پذيرفته است. آيا چنين مطلبي صحت دارد؟

اين موضوع را رسانه‌هاي غربي مطرح كرده‌اند ولي تاكنون رسماً از طرف‌ ايراني چنين موضوعي اعلام نشده است و از صحبت‌هاي آقاي جليلي نيز نمي‌توان چنين چيزي برداشت كرد. البته در نشست بغداد طرفين وارد جزئيات خواهند شد. انتظار مي‌رود مسائل فني در آنجا مورد بررسي قرار گيرد. منبع اينجا

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 21:20  توسط مراد عنادی  | 

فرمول برد-برد ، تنها راه حل گفتگوها

يک کارشناس مسائل بين الملل گفت:آمريکا و اروپا به اين نتيجه رسيده اند که مذاکرات 1+5 در صورتي به نتيجه خواهد رسيد که فرمول برد- برد بر آن حاکم شود.
مراد عنادي در گفتگو با خبرنگار مهر درباره برخي اعلام نظرها از سوي اتحاديه اروپا مبني بربازنگري در تحريم هاي نفتي ايران با اشاره به مذاکرات 1+5 در استانبول، گفت: اگر بازتاب ها و پيامدهاي نشست استانبول 2 را کالبدشکافي کنيم دردرجه اول نشان مي دهد که ايران و 1+5 بعد از 15 ماه يک بار ديگر گرد هم جمع شدند.

وي ادامه داد: صرف برگزاري اين نشست بعد از 15 ماه نشان مي دهد که دو طرف با همان رويکردي که از سوي ايران همواره وجود داشته است و به منظور مذاکره به استانبول رفته اند.

عنادي درباره رويکردهاي موجود در 1+5 خاطرنشان کرد: در مذاکرات 1+5 همواره يک گروه غرب محور وجود دارد، يک گروه ايران است و گروه ديگر نيز چين و روسيه هستند که همواره تلاش مي کنند، مواضع دو طيف را يکسان کنند.

 اين کارشناس بين الملل با اشاره به مجموعه مذاکرات صورت گرفته از سوي گروه ها در 1+5، تصريح کرد: از مجموعه اين مذاکرات همان  پيشنهاد مطرح شده از سوي روسيه در تابستان 90نتيجه گيري شده است . در حقيقت آمريکا و اروپا نيز به اين نتيجه رسيدند که مذاکرات 1+5 در صورتي به نتيجه خواهد رسيد که فرمول برد- برد بر آن حاکم شود.

وي تصريح کرد: به همين دليل نيز اشتون در پي مذاکرات استانبول اعلام کرد که حقوق هسته اي ايران را در چارچوب npt به رسميت مي شناسيم و از سوي ديگر مقامات نيز پيام هايي در اين سطح ارسال شده است.

عنادي خاطرنشان کرد:البته حلقه ديگري نيز وجود دارد که عربستان و اسرائيل در يک سو وترکيه در سوي ديگر آن است. عربستان و اسرائيل همواره در جهت ايجاد تنش در روابط ايران با کشورهاي ديگر و به ويژه غرب تلاش مي کنند و در همين راستا نيز مشاهده کرديم که بعد از نشست استانبول تنش هايي ايجاد کردند و کلينتون فرداي نشست اعلام کرد که تحريم ها بر عليه ايران را ادامه مي دهيم. اين موضع گيري نشان مي داد که بازيکنان حاشيه اي به کار خود در راستاي ايجاد تنش ادامه مي دهند.

به گفته اين کارشناس بين الملل، با وجود اين تنش ها ديدگاه 1+5 اين است که مذاکرات ادامه پيدا کند و براي تأکيد بر اين امر نيز در روزهاي پس از مذاکره پالس هاي مختلفي را براي اثبات اين امر ارسال کرده اند.

عنادي خاطرنشان کرد: غربي ها تمايل دارند که در مذاکره با ايران به يک برون رفت برسند که همين امر نيز از علائم حسن نيت دو طرف در مذاکره است.

 اين کارشناس همچنين درباره نتيجه پيش دستي ايران دراعمال  تحريم هاي نفتي بر عليه اروپا نيز گفت: قرار بر اين يود که اعمال تحريم هاي نفتي بر عليه ايران از تير ماه عملياتي شود و از آنجا که يک پروسه زماني در اين ميان وجود داشت، ايران توانست به نحو مطلوبي از اين زمان استفاده کند.

 وي با اشاره به اينکه ايران در تحريم نفتي پيش دستي کرد، اظهار داشت: با وجود آنکه تنها 17 درصد از نفت اروپا به ايران وابسته و متکي است ، ايران توانست با اين پيش دستي تا حدودي نقش بازدارنده ايفا کند و به نظر مي رسد اين عامل نيز در کنار ساير ملاحظات موثر بوده است. منبع خبرگزاري مهر

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 20:59  توسط مراد عنادی  | 

تضمین‌‌هایی که ایران در مذاکرات می‌خواهد

دور جدید مذاکرات ایران و 1+5 در استانبول، با گذشت 15 ماه از مذاکرات آذر89، نشان می‌دهد که دو طرف در چارچوب دیپلماسی هسته‌ای تصمیم دارند به یک برون‌رفت پیرامون این موضوع دست‌یابند.

 ایران همواره بر مذاکرات هسته‌ای تاکید داشته است ولی نکته‌ای که همواره در مسیر مذاکرات وجود داشته این است که ۱ + ۵ به ‌ویژه آمریکا و تروئیکای اروپا با طرح یک سری از مباحث نظیر تعلیق غنی‌سازی‌ اورانیوم یا تعطیلی برخی مراکز هسته‌ای ایران در مقاطع مختلف تلاش داشته تا مذاکرات را در چارچوب خواسته‌های خودش پیش ببرد و تاکنون این یکجانبه‌گرایی موجب بن‌بست در مذاکرات شده است؛ افزون بر اینکه پس از مذاکرات نیز قطعنامه‌هایی برای فشار برايران تصویب شد که این راهبرد جواب نداد.
فعال شدن مجدد مذاکرات نشان می‌دهد که 1+5 نیز به این جمع‌بندی رسیده که برون‌رفت از بحث هسته‌ای ایران در گرو بازگشت به مذاکرات است.

شاید از همین منظر است که برای نخستین‌بار محل دور بعدی مذاکرات نیز بغداد مشخص شده است. نکته مهم در این دوره از مذاکرات این است که ایران با چند دستاورد جدید هسته‌ای پای میز مذاکره رفته که نقش مؤثری در موضع ایران در مذاکرات دارد. غنی‌سازی‌ 20درصد، نسل جدید سانتریفیوژها، تأسیسات فوردو، تولید سوخت مجازی رآکتور اراک و تامین صفحه سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، جایگاه ایران را در مذاکرات ارتقا داده و در متن مذاکرات اثرگذار است. به همین دلیل نیز در این دوره از مذاکرات شاهد هستیم که کشورهای غربی، آمریکا و تروئیکای اروپا تلویحاً غنی‌سازی‌3.5درصدی را پذیرفته‌اند و این در سطح مطبوعات‌شان نیز انعکاس یافته است.

نکته دیگر اینکه هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا، در نشست جي ۸ اعلام کرد که در این دوره از مذاکرات معقولانه‌تر با بحث هسته‌ای ایران برخورد خواهند کرد و نقطه نظرات ایران را دقیق‌تر لحاظ می‌کنند، این مسئله نیز شاهدی بر این امر است. از برآیند این ملاحظات می‌توان چنین استنباط کرد که احتمالا آمریکا و اروپا به این نتیجه رسیده‌اند که مذاکرات استانبول پس از مذاکرات ژنو 1، 2، 3 و استانبول پیشین بایستی خروجی داشته باشد و صرف مذاکره برای مذاکره نباشد. اما این احتمال که در استانبول همه مسائل مورد بررسی قرار گیرد و طرفین به راه‌حلی در مورد همه آنها دست‌یابند ضعیف است.

بر همین اساس نیز کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و ایران اعلام کرده‌اند که مذاکرات با وجود سازنده بودن همچنان استمرار خواهد داشت. از سوی دیگر با توجه به تعیین پیشاپیش محل دوربعدی مذاکرات و محورهای متعددی که برای آن وجود دارد به‌نظر می‌رسد که مذاکرات ادامه خواهد داشت چرا که به‌نظر می‌رسد‌ تنها بحث هسته‌ای در مذاکرات مطرح نیست و جمهوری اسلامی ایران مایل است درخصوص مباحث منطقه‌ای نیز گفت‌وگو کند.

براساس آنچه در رسانه‌های غربی و آمریکایی انعکاس پیدا کرده، خواسته 1+5 در مذاکرات این است که ایران غنی‌سازی‌ 20 درصد را کنار بگذارد و فوردو را نیز تعطیل کند. اگرچه فشار بر ایران برای پیوستن به پروتکل الحاقی نیز همانند گذشته در دستور کارشان قرار دارد‌ اما جمهوری اسلامی ایران با توجه به مفاد ان‌پی‌تی، اساسنامه آژانس و نیازی که به سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران برای درمان 850 هزار بیمار داخل کشور داشت، بیانیه تهران را به‌صورت مشترک با ترکیه و برزیل امضا کرد تا مبادله سوخت صورت بگیرد اما آنها در عمل به وعده خودشان پایبند نبودند. با توجه به اینکه ایران مسیر ساخت سوخت مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی خود را با موفقیت طی کرده، به‌نظر می‌رسد که اگر تضمین‌های لازم را درخصوص تامین اورانیوم ۲۰ درصد مورد نیاز خود دریافت نکند از حقوق خویش در مذاکرات کوتاه نخواهد آمد. اصل مقاله اينجا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 20:41  توسط مراد عنادی  | 

سفری با کارکرد انقباضی یا انبساطی

سفر هرمان ناکارتس رئیس بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و معاون آمانو مدیرکل آژانس در امور پادمان‌ها به ایران در حالی است که فضای حاکم بر موضوع هسته‌ای صلح‌آمیز ایران در هفته‌های اخیر تحت تأثیر دو متغیر مهم بوده‌است.

    

متغیر نخست توسل آمریکا و اتحادیه اروپا به سیاست تشدید تحریم‌ها برضد ایران و متغیر دوم جدی شدن بحث شروع دور تازه مذاکرات بین ایران و 1+5 در پی اعلام استانبول به‌عنوان محل مذاکرات.

در این میان سفر معاون مدیرکل آژانس به ایران متغیر سومی است که می‌تواند به تناسب گزارشی که آقای ناکارتس به آمانو ارائه خواهد کرد موجب تلطیف فضای حاکم بر بحث هسته‌ای ایران بشود و یا در کارکردی غیرسازنده موجبات پیچیدگی بیشتر موضوع را در پی داشته باشد. صرفنظر از این فرضیات آنچه که درباره سفر هیأت بلندپایه آژانس به ایران محسوس است .

پیام این سفر است که به خودی خود می‌تواند مبین شفافیت فعالیت هسته‌ای ایران ‌باشد. اینکه تهران با اعتماد به نفس خواستار تعامل بیشتر با آژانس و بررسی شفاف مسائل است نشان می‌دهد برخلاف نیت‌خوانی طرف‌های غربی، ایران در صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای خود هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای ندارد. درست به همین علت است که ایران در سال 2007 و نیز در مذاکره با هاینونن معاون وقت مدیرکل آژانس در امور پادمان‌ها در چارچوب مدالیته، همکاری شفافی را با آژانس عملیاتی کرد. در قالب مدالیته از 6 مورد ابهامی راستی‌آزمایی به عمل آمد و در آن مقطع البرادعی مدیرکل قبلی آژانس در گزارش خود اعلام داشت یافته‌های آژانس با داده‌های ایران مطابقت دارد.

هرچند پس از آن گزارش، برخی اعضای دائم شورای حکام جرزنی کردند و موضوع مطالعات ادعایی را پیش کشیدند. اما به اذعان بیانیه‌ گروه نم به نمایندگی از 118 کشور عضو جنبش عدم تعهد ثابت شد که ایران در فعالیت هسته‌ای خود و صلح‌آمیز بودن آن صداقت دارد و به‌عبارتی دیگر به دنبال مخفی‌کاری نیست.

باوجود اعتماد‌سازی ایران بهانه‌تراشی‌های آمریکا و تروئیکای اروپا هر بار در شکل و شمایلی متنوع ادامه یافته است که بستر آن را همان مطالعات ادعایی فراهم ساخته است. در چارچوب این بهانه‌تراشی‌ها و بزرگنمایی موضوع مطالعات ادعایی و با نادیده‌گرفتن گزارش 117 صفحه‌ای ایران درباره آن، سرانجام آمریکا و برخی اعضای شورای حکام آمانو را به تنظیم گزارشی ترغیب کردند که در آن مدیرکل آژانس بار دیگر مدعی شد فعالیت هسته‌ای ایران به سوی نظامی شدن سوق پیدا کرده‌است. در پی این گزارش و جوسازی‌های پیرامون آن دور تازه‌ای از تحریم‌ها برضد ایران وضع شد که جدیدترین آن تحریم‌های نفتی اتحادیه اروپا برضد ایران است که از تیرماه آینده اجرایی خواهد شد.

در چنین فضایی به نظر می‌رسد ایران با میزبانی از معاون مدیرکل آژانس باردیگر می‌کوشد بی‌اساس بودن ادعاهای مطرح‌شده غرب در مورد فعالیت هسته‌ای صلح‌آمیزش را برای جهانیان آشکار سازد ممکن است بنا به ادبیات و محتوای گزارشی که ناکارتس تنظیم خواهد کرد دیپلماسی هسته‌ای بین ایران و 1+5 دچار انقباض و انبساط شود بدین مفهوم که سبب تسهیل در مذاکرات آتی شود یا فضای حاکم بین طرفین را قطبی‌تر سازد.

 اما آنچه مسلم است اینکه ایران درصدد توجه دادن جامعه‌جهانی به این واقعیت است که ماهیت فعالیت هسته‌ای ایران باوجود هیاهوی آمریکا و تروئیکای اروپا صلح‌آمیز است و در چارچوب مقررات NPT و اساسنامه آژانس استمرار دارد اگر این توجه دادن مؤثر واقع شود در آن صورت می‌توان گفت آمریکا و اروپا خلع‌سلاح شده دیگر نمی‌توانند با ادامه بهانه‌تراشی رویکرد فشار و مذاکره را ادامه دهند و بدین ترتیب به رویکرد چین و روسیه نزدیک‌تر خواهند شد که تنها راه برون‌رفت از فضای حاکم بر موضوع هسته‌ای ایران گفت‌وگو و توسل به شیوه‌های مسالمت‌آمیز است. موضوعی که آمانو مدیرکل آژانس نیز در پی سفر معاون خود به ایران در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه هرچند دوپهلو و دیرهنگام به آن اذعان داشته است.

منبع: اینجا

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 12:47  توسط مراد عنادی  | 

موضع برتر ايران در مذاكرات هسته‌اي

گفتگوی محمد خاكي نهاد خبرنگار روزنامه ایران با مراد عنادی
 پس از ناكامي تحريم‌هاي يكجانبه امريكا و برخي كشورهاي اروپايي و ناكامي غرب در جلب اجماع جهاني در سازمان ملل براي تحريم كشورمان كاترين اشتون فرصت را براي شروع مذاكرات مناسب ديده و به جليلي نامه نوشت و درخواست شروع مذاكرات ميان ايران و 1+5 را نمود. در اين ميان ايران البته با قبول مذاكرات با اتخاذ رويكردي تهاجمي و نه صرفاً منفعل و تدافعي دست به مانور نظامي در تنگه استراتژيك هرمز زد كه گلوگاه انرژي جهان است. براي بررسي شرايط موجود مذاكره مجدد با 1+5 با دكتر مراد عنادي كارشناس روابط بين‌الملل به گفت‌وگو پرداختيم.
از بهمن سال 89 كه مذاكرات ميان ايران و 1+5 در استانبول انجام شد يك سال مي‌گذرد و در اين فاصله چه تحولات مهمي اتفاق افتاده است؟
در اين مدت تحولات زيادي اتفاق افتاده كه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد. راه‌اندازي نيروگاه اتمي بوشهر، ساخت ميله سوخت هسته‌اي و آزمايش آن در رآكتور تحقيقاتي تهران و ادامه غني‌سازي 5/3 درصد و 20 درصد در رآكتور تحقيقاتي تهران. پس از اجلاس استانبول امريكا به همراه برخي اعضاي 1+5 تلاش زيادي به خرج دادند تا موضوع هسته‌اي ايران را امنيتي كنند و آن را به شوراي امنيت برده تا قطعنامه‌اي عليه آن صادر كنند كه البته موفق نشدند. لذا مجبور شدند به تحريم‌هاي يكجانبه روي بياورند. اين تحريم‌ها شامل تحريم بانك مركزي توسط انگليس و امريكا، در اروپا نيز فرانسه تلاش زيادي براي تحريم بانك مركزي و همچنين تحريم خريد نفت ايران مي‌كند.
روسيه و چين مواضع منفي نسبت به تحريم‌هاي يكجانبه عليه ايران داشته‌اند و حتي روسيه طرح گام به گام و ديپلماتيك براي حل مسئله هسته‌اي ايران ارائه كرده است نظر ايران نسبت به اين طرح چيست؟
ايران نظر مثبتي به طرح گام به گام روسيه دارد. همكاري‌هاي خوبي نيز با نهادهاي بين‌المللي در برنامه هسته‌اي خود داشته است. لذا روسيه همراه با چين و همچنين برخي قدرت‌هاي نوظهور همچون هند با تحريم‌هاي يكجانبه عليه ايران مخالفند و معتقدند ايران همكاري‌هاي خوبي در مداليته داشته و نظر مثبتي نسبت به طرح گام‌به‌گام روسيه دارد. همچنين ايران 107 صفحه توضيح در مورد مطالعات ادعايي عليه پرونده هسته‌اي داشته است. از طرفي تغيير مهم و تأثيرگذار بيداري اسلامي و سقوط يك به يك متحدان امريكا در منطقه سبب افزايش نفوذ ايران در منطقه شده كه اين امر تضعيف طرف غربي را درپي داشته است.
نامه كاترين اشتون به جليلي و درخواست مذاكره وي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
نتيجه اين علائم و تضعيف موقعيتي كه براي غربي‌ها در ابعاد گوناگون به وجود آمده است را مي‌توان در نامه كاترين اشتون به جليلي و پاسخ شفاهي ايران به آن مبني بر آمادگي براي مذاكرات مشاهده كرد. در كل شرايط جديد جهاني اين واقعيت را نشان مي‌دهد كه ايران نسبت به مذاكرات سال 89 در استانبول در جايگاه متفاوتي قرار گرفته است. از طرفي گذشته از اختلافاتي كه روسيه و چين در 1+5 دارند، طرف غربي 1+5 نيز از سويي با بحران يورو در اروپا و بحران وال‌استريت و همچنين سقوط رژيم‌هاي خاورميانه روبه‌رو است.
سياست دعوت به مذاكره پس از اعمال تحريم‌هاي شديد يكجانبه نشان از چه راهبردي در ميان مقامات غربي دارد؟
امريكا، فرانسه و انگليس تصور مي‌كنند با تشديد تحريم‌ها زمان مناسب براي مذاكره با ايران فرارسيده است، چرا كه برآورد مي‌كنند ايران به واسطه اين تحريم‌ها تحت فشار قرار گرفته و مجبور به امتيازدهي مي‌شود. در صورتي كه شرايط منطقه خاورميانه و بروز بحران‌هاي اقتصادي و مالي در اروپا و امريكا، ايران را در شرايط و موقعيت بالاتر و غربي‌ها را در موضع ضعف و مشغوليت در مشكلات داخلي قرار داده است. از اين‌رو ايران مايل است مذاكرات به صورت يك پكيج با محورها و موضوعات اختلافي متعدد باشد. همچنين مسائل منطقه‌اي، مسائل بين‌المللي و مسئله هسته‌اي همه با هم مورد مذاكره و گفت‌و‌گو قرار گيرد. بنابراين تلاش امريكا و اروپا براي تقليل محور مذاكرات به مباحث هسته‌اي همان‌طور كه در مذاكرات ژنو 3 در آذر 89 اعلام كرده بود مورد پذيرش نيست و بايد محور مذاكرات علاوه بر مباحث هسته‌اي شامل مباحث منطقه‌اي و جهاني هم شود.
اين روزها شاهد مانور نيروهاي مسلح كشورمان در تنگه هرمز در مقابل تهديدهاي غرب بوده‌ايم، آيا ايران درصدد است رويكرد تهاجمي نسبت به تهديدهاي غرب داشته باشد؟
دكترين جديدي كه مقام معظم رهبري اعلام كرده، مشتمل بر اين است كه ايران بعد از اين، پاسخ تهديد را با تهديد مي‌دهد. آنها با تهديد به تحريم نفتي، تحريم بانك مركزي و به پرواز درآوردن هواپيماي جاسوسي بر فراز ايران عملاً كشورمان را تهديد مي‌كنند. با اين شرايط تهديد ايران به بستن تنگه هرمز كه تحقق آن ضربه سنگيني به جهان صنعتي خواهد بود، پاسخ به تهديدي است كه از طرف غرب دريافت شده است.
روند فعاليت علمي و تكنولوژيك كشورمان نسبت به دوره پيشين مذاكرات چه پيشرفت‌هايي داشته است؟
ايران توانسته ميله سوخت هسته‌اي را در رآكتور تحقيقاتي تهران آزمايش و پرتودهي كند. كاركرد رآكتور تهران كاركردي علمي است كه از آن براي ساخت راديودارو و راديوايزوتوپ‌ها كه مصارف پزشكي دارد، استفاده مي‌شود. اقتدار علمي و تكنولوژي كشورمان در كنار اقتدار نظامي روز به روز در حال توسعه است كه اين امر نيز يكي از موارد تأثيرگذار در مذاكرات هسته‌اي مي‌باشد.
با توجه به ميزان كم صادرات نفتي ايران به غرب، تحريم نفت ايران توسط اروپا را داراي چه تبعات و انگيزه‌هايي مي‌دانيد؟
اين بيشتر اثر رواني دارد تا عملي، چرا كه اكثر مشتريان نفتي ايران در شرق مي‌باشند و بخش كمي از روابط نفتي ايران مربوط به اروپا است، از طرفي در اروپا هم اتفاق‌نظر در اين زمينه مشاهده نمي‌شود. از زماني كه ساركوزي اعلام كرد كه به دنبال تحريم نفتي ايران است، مرتب در حال چانه‌زني و لابي هستند تا بتوانند به نتيجه برسند. از سويي ژاپني‌ها هم با تحريم نفتي ايران مخالفت كرده‌اند. با توجه به بحران اقتصادي اروپا اثر اين تحريم بيش از هر چيز در خود اروپا احساس خواهد شد. چرا شركت‌ها و صاحبان صنايع نگران آسيب‌پذيري خود از اين تحريم‌ها هستند.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 19:59  توسط مراد عنادی  | 

چرا قیام های اخیر به خزان تبدیل نشد؟

 تفاوت بیداری اسلامی با بهار عربی

از مقطعی که کلید بیداری اسلامی در تونس زده شد و بلافاصله مصر ، لیبی ، یمن ، بحرین و تا حدودی اردن و عربستان را د ربر گرفت ، حدود یکسال می گذرد. در این فاصله رسانه ها و مقامات غربی و برخی رسانه های عربی و اسلامی سعی کرده اند از عنوان بهار عربی در توصیف این رویدادهای زنجیره ای استفاده کنند. این در حالی است که با توجه به شاخص های اعتراضات مردمی در این کشورها به نظر می رسد عبارت بیداری اسلامی ، عبارتی نزدیکتر در انعکاس رخدادهای حادث شده باشد. بر این اساس می توان این سوال را مطرح کرد که چرا رویدادهای تونس ، مصر ، لیبی ، یمن و بحرین را باید بیداری اسلامی نامید و نه بهار عربی؟

 نخستین شاخص در اثبات بیداری اسلامی ، شعارهای مشترک مردمان کشورهای دستخوش تحول حول محور الله اکبر و لااله الا الله است. افزون بر این ، بر پایی نماز جمعه علامت دیگری در تبیین این واقعیت است که این گروه از کشورها بیداری اسلامی را تجربه می کنند.

دومین شاخص ، پیروزی اسلام گرایان در انتخاباتی است که تاکنون در تونس و مصر برگزار شده است . با وجود تبلیغات سنگین رسانه های عربی برای بزرگ جلوه دادن جایگاه احزاب و گروه های لیبرال در عمل ، این احزاب اسلام گرا بودند که پیروز قاطع انتخابات در تونس و مصر شدند. پیشتازی حزب اسلامی تونس ، النهضه و جمعیت اخوان المسلمین با عنوان حزب آزادی و عدالت در مصر ، بهترین سند در تائید بیداری اسلامی در این دو کشور است. اگر آرای سلفی ها در انتخابات مصر را هم لحاظ کنیم در آن صورت کفه اسلام گرایان سنگین تر می شود.

سومین شاخص ، تاکید رهبران و احزاب پیروز در کشورهای تونس ، مصر، لیبی بر ضرورت وحدت اسلامی و همگرایی ملل مسلمان در برابر قدرتهای سلطه گر و رژیم صهیونیستی است که با توجه به تجربه تاریخی مشترک از یک سو و جایگاه قدس نزد دولت های و ملتهای مسلمان از سوی دیگر ، تردیدی نیست که چنین شاخص موید بیداری اسلامی است که ریشه های آن به افکار و اندیشه های سیدجمال الدین اسدآبادی باز می گردد. افکار سید جمال در آن مقطع حول محور اتحاد اسلامی در برابر استعمارانگلیس می چرخید و بعدها با پیروزی انقلا ب اسلامی درایران، جنبه ضد استکباری و ضد صهیونیستی آن تقویت شدچنانکه علاوه بردعوت ایران ازمسلمان جهان برای حمایت ازمردم مظلوم فلسطین ،شاهد شکل گیری مقاومت اسلامی درلبنان و فلسطین هستیم.

اوج گیری مقاومت وایستادگی آنها درنبردهای 33 روزه لبنان و 22 غزه ازعوامل موثردربیدرای اسلامی اخیر هستندکه علائم آن را جهانیان درحمله جوانان مصری به سفارت رژیم صهیونیستی درقاهره و به زیرکشیدن پرچم این رژیم شاهد بودند  .

چهارمین شاخص درتاییدبیداری اسلامی ،اعترافات رسانه های غربی به این واقعیت است .چنانکه روزنامه گاردین چاپ انگلیس و هفته نامه تایم به صراحت نوشتند با پیروزی اسلام گرایان درتونس و مصر دیگرنمی توان این جنبش ها را بهارعربی نامید بلکه این قیامهای مردمی بدرستی بیداری اسلامی هستند.

پنجمین شاخص ، تاکید احزاب و شخصیتهای انقلابی  درمصر ، تونس و لیبی برضرورت اجرای احکام اسلامی و تدوین قانون اساسی حول آموزه های دین مبین اسلام است که این موضوع به خوبی ازسخنرانی مصطفی عبدالجلیل ،رئیس شورای انتقالی لیبی پس ازمرگ قذافی و جنش آزادی لیبی بویژه سجده شکر وی و تاکید برشریعت اسلامی ، قابل فهم است .

ششمین شاخص  به پیگیری مطالبات ازسوی مردم کشورهای معترض بازمی گردد.درابتدا چنین تصورمی شد که با برکناری دیکتاتورها  درتونس ،مصر ولیبی یا برخی وعده های عبدالله صالح دریمن و آل خلیفه دربحرین ، موج اعتراضات و مطالبات مردمان این کشورها فروکش خواهدکرد اماشروع دوردوم اعتراضات بویژه درمصر که طی آن مردم خواستارکناره گیری شورای نظامیان شدند،نشان داد بیداری  اسلامی با محافظه کاری بهارعربی ،مرزبندی کاملا مشخصی دارد.به عبارتی ، معترضان با تاسی جستن ازآموزه های اسلام ناب ، حاضر به سازشکاری دنیوی نشدند و به همین علت درمصر ،لیبی و یمن وبحرین همچنان شاهد استمرار اعتراضات مردمی هستیم .

شاخص بعدی به ناکامی سازوکارهای عربی درمدیریت بحرانهای حادث شده برمی گردد. اگراین رویدادها براستی بهارعربی بودند، پس درآن صورت اتحادیه  عرب و شورای همکاری خلیج فارس ، توان مدیریت یا مهارآنها را داشتند. اما ادامه اعتراضات مردمی و نادیده گرفتن نسخه های پیچیده شده اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس نشان می دهد انقلابیون  با فرمولهای اسلامی پیش می روند و اعتقادی به سازوکارهای عربی ندارند و نهایتا" حضور700 اندیشمند و متفکرجهان اسلامی درنخستین نشست بین المللی بیداری اسلامی درتهران است که این حضور فعالانه نشان داد اگرچه درتونس ، مصر و لیبی دقیقا" نسخه جمهوری اسلامی ایران پیاده نشد امابدون شک آنها از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفتند وچنانکه بازتاب منشوری انقلاب اسلامی درسطح منطقه و جهان را به عنوان یک فرضیه بپذیریم درآن صورت می توان به ضرس قاطع گفت امواج بیداری اسلامی کنونی ادامه همان موجی است که ازانقلاب اسلامی ایران الهام گرفته و نکته آخر، درصورتی که قیام های یک سال اخیر واقعا" بهارعربی بود خیلی زود باید به خزان تبدیل می شد اما ادامه این تلاطم ، مبین بیداری اسلامی عمیقی است که تا به اهداف خود نرسد آرام نخواهد نشست .ماهنامه دیپلماتیک همشهری شماره ۵۴دی ماه ۱۳۹۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 20:1  توسط مراد عنادی  | 

زبان فارسي مهم ترين حلقه پيوند ايرانيان خارج از كشور

 مراد عنادی در گفت وگو با ايران :
خبرنگاران: عليرضا مرادي- محمد خاكي نهاد - ۱۳ / ۹ / ۹۰
ايراني در هر كجاي اين كره خاكي كه باشد باز هم ايراني است و قلبش براي ايران مي تپد. بنابراين ساماندهي اين ظرفيت شايد يكي از اقداماتي بود كه مغفول مانده بود. چند سالي است كه مسئولان كشوري از طريق اداره كل امور فرهنگي ايرانيان خارج از كشور به دنبال ارتباط بيشتر با بخشي از هوش ايراني كه در سراسر اين جهان زيست مي كند، هستند. براي بررسي اقدامات فرهنگي اين سازمان و مهمترين دغدغه فرهنگي ايرانيان خارج از كشور به سراغ دكتر مراد عنادي مدير كل امور فرهنگي ايرانيان خارج از كشور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي رفتيم. او علاوه بر آنكه مديريت اين اداره كل را برعهده دارد، سال ها به عنوان سردبير بخش خبري ساعت 30/22 شبكه دو نيز فعاليت كرده است و نشست هاي نقد و بررسي مسائل روز كشور كه در ساعات پاياني شب از اين شبكه پخش مي شود، حاصل تلاش ها و ديدگاه هاي باز او در عرصه اطلاع رساني و خبري است. علاوه بر اين مديركل سابق دفتر امور رسانه اي رياست جمهوري و تدريس در دانشگاه هاي مختلف نيز از ديگر مسئوليت ها و حوزه هاي كاري ايشان مي باشد. از همين رو، گفت وگو با او، علاوه بر حساسيت هايي كه به لحاظ خبرنگاري داشت، از جذابيت هاي عمده اي برخوردار بود. حاصل اين گفت وگو در ادامه از نظرتان مي گذرد. 

آقاي دكتر ابتدا درباره مهمترين اقدامات تان در اداره كل ايرانيان خارج از كشور توضيح مي دهيد؟ 
اداره كل فرهنگي ايرانيان خارج از كشور در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي چند سالي است كه با هدف ارائه خدمات فرهنگي به ايرانيان خارج نشين تشكيل شده است. در دوره هاي گذشته كارهاي خوبي انجام شده و از زماني كه بنده در اين سمت مشغول به كار شدم كار را در سه حوزه پيگيري كرده ام. اول كارهاي روتين و متداول است كه از گذشته بوده و الان نيز در حال پيگيري است مثل اعزام مشاور خانواده، برگزاري هفته هاي دوستي كودك و يا اعزام گروه هاي هنري به مناسبت نوروز و ... اما در دوره جديد ما كارها را در دو حوزه بنيادي و ابتكاري دنبال مي كنيم. يعني در واقع بر روي اين دو مورد تمركز بيشتري داريم. 
براي مادرباره دو حوزه كاري يعني ابتكاري و بنيادي توضيح مي دهيد كه منظورتان چيست؟ 
بله، در حوزه ابتكاري سعي كرده ايم كارهاي فرهنگي و هنري جديدي را پيگيري كنيم كه جذابيت بيشتري براي ايرانيان خارج از كشور داشته باشد كه به عنوان نمونه مي توانم به برگزاري مسابقات ورزشي اشاره كنم. يعني ما قصد داريم مسابقاتي در قالب جام رمضان و جام فجر برگزار كنيم. همچنين بحث دفاع مقدس را بيشتر پيگيري خواهيم كرد مثل ادبيات دفاع مقدس و آلبوم قهرمانان دفاع مقدس براي شناسايي به نسل هاي سوم ايرانيان خارج از كشور است. 
اما در توضيح كارهاي بنيادي بايد بگويم هدفمان كارهاي ماندگار براي ايرانيان خارج از كشور است. با توجه به اينكه آمارهاي متفاوتي درباره ايرانيان خارج از كشور وجود دارد اما واقع بينانه ترين آمار بين 4 تا 5 ميليون نفر است كه عمدتاً افراد تحصيلكرده و نخبه هستند، بنابراين جذب و حفظ هويت اين طيف از ايرانيان خارج از كشور براي ما بسيار مهم است و در اين چارچوب كارهاي بنيادي كه در دستور كار داريم. يكي بحث زبان فارسي است كه روي آن تاكيد ويژه داريم و مقام معظم رهبري نيز به آن اشاره فرموده، بنابراين اگر قرار است خدمتي به ايرانيان شود بايد به زبان فارسي اهتمام ويژه اي داشته باشيم. البته در اين زمينه هم آموزش آنلاين را در نظر داريم و هم ارسال اقدام كمك آموزشي براي زبان فارسي و كمك به راه اندازي زبان فارسي توسط «NGO» ها را مدنظر داريم. همچنين كمك به راه اندازي مدارس زبان فارسي و ايجاد هماهنگي بين موسساتي كه در حال آموزش زبان فارسي در خارج از كشور هستند. تحليل ما اين است كه زبان فارسي مهمترين حلقه پيوند هويتي ايرانيان خارج از كشور با ايران عزيز است. از ديگر اقدامات بنيادي جمع آوري بانك اطلاعاتي ايرانيان است اينكه چه تعداد ايراني خارج از كشور داريم و تخصص آنها چيست. از ديگر اقدامات بنيادي ما حمايت از ظرفيت هاي ايرانيان خارج از كشور به لحاظ علمي است. اين حمايت مي تواند در چارچوب برگزاري نمايشگاه هاي فرهنگي و نكوداشت اساتيد فرهنگي ايران در خارج از كشور باشد. 
اقدامي هم درخصوص چاپ كتب تخصصي درباره ايرانيان كشورهاي مختلف انجام داده ايد، در اين باره توضيح مي دهيد؟ 
تهيه كتب در حوزه ايرانيان از جمله اقدامات ماست كه الان درباره انگليس، تركيه، كانادا و مالزي اين كتاب ها آماده است و اساتيد به لحاظ ميداني مطالعه كرده اند و تحليل هاي جامعه شناختي درباره ايران انجام داده اند. همين طور ما بانك اطلاعات گروه هاي فرهنگي و هنري كه اعزام مي شوند را در دست تهيه داريم. گروه هايي مثل موسيقي، كودك، طنز، همچنين مولوي و حافظ شناسان در كارهاي بنيادي ما است كه در حال انجام هستيم. 
چه مقدار به مطالبات ايرانيان خارج از كشور توجه مي كنيد و از چه طريق اين مطالبات را پيگيري مي كنيد؟ 
ما براي رصد كردن مطالبات ايرانيان خارج از كشور از چند روش استفاده مي كنيم، يكي دريافت درخواست ها و مطالبات آنها از طريق رايزنان فرهنگي، كنسولگري ها و سفارتخانه ها؛ همين طور از طريق سايت «ايران ياد» و ملاقات هاي حضوري كه ايرانياني به ايران سفر مي كنند و علاقه مند هستند با ما ارتباط داشته باشند. همچنين از طريق شبكه جهاني جام جم ما اطلاعات را دريافت مي كنيم. مطالعات را متوجه مي شويم و اولويت بندي انجام مي دهيم و برآيند اينها مي تواند كمك كند به رصد كردن نيازها و احتياجات ايرانيان و اولويت بندي اين درخواست ها. 
با توجه به اين رصدها اولويت مطالبات ايرانيان چيست؟ 
الان مهمترين مطالبات ايرانيان بحث زبان فارسي است و ما روي اين قضيه اهتمام ويژه داريم. همچنين اقدامات فرهنگي و آموزشي مثل كارگاه هاي آموزش نقاشي در كشورهايي كه ايرانيان هستند. 
يكي از سوالات مهمي كه درباره ايرانيان خارج از كشور وجود دارد جمعيت آنها است آيا مي توانيد آماري از جمعيت ايرانيان در كشورهاي مختلف بدهيد؟ 
آمار خيلي دقيقي هنوز در اين زمينه وجود ندارد ولي آنچه ما امروزه مي دانيم اول كشور امريكا است كه حدود يك تا يك و نيم ميليون ايراني در آنجا ساكن هستند، بعد كشور كانادا با جمعيت 500 هزار نفري ايراني، سوم كشور امارات كه بالاي 400 هزار نفر جمعيت است بعد در كشورهاي اروپايي انگليس، فرانسه، آلمان و سوئد است كه بيش از 100 هزار نفر ايراني در آنجا ساكن هستند. 
آيا برنامه ويژه اي براي نخبگان ايراني خارج از كشور هم داريد؟ 
بله ما درصدد هستيم يك باشگاه نخبگان ايرانيان خارج از كشور را راه اندازي كنيم كه در آن اطلاعات نخبگان ايراني و تخصص آنها در حوزه هاي پزشكي، اقتصاد، حقوق، سياست و ... را داشته باشيم و حتي نكوداشتي براي آنها چه در كشور محل اقامت و چه در استان محل تولد ايران برگزار كنيم. 
الان كه در ماه محرم هستيم آيا فعاليتي را در دستور كار داريد؟ 
به نكته خوبي اشاره كرديد. چند برنامه در دستور كار داريم كه يكي اعزام گروه تعزيه به كارگرداني آقاي مسافرآستانه به نام حماسه عشق است كه در سه كشور فرانسه، آلمان و اتريش به روي صحنه خواهند رفت. همچنين ارسال اقلام فرهنگي مثل نغمه هاي عاشورايي و ويژه نامه محرم كه فلسفه قيام عاشورا در آن بررسي شده از جمله اقدامات آنها است. 
درباره برنامه هايتان در جشنواره هاي فرهنگي خارج از كشور نيز توضيح مي دهيد؟ 
ما در اين جشنواره ها برنامه هاي جذابي مثل آشپزي ايراني، موسيقي، برگزاري نمايشگاه هاي مختلف هنري برگزار مي كنيم. تفاوت اين جشنواره ها با هفته هاي فرهنگي در اين است كه ما هفته فرهنگي را بين مثلاً ايران و هند، ايران و قطر و ... برگزار مي كنيم اما جشنواره فرهنگي براي ايرانيان است و در طول سال احتمالاً 2 يا 3 بار برگزار مي شود. مثلاً در اروپا در سوئد برگزار مي كنيم، در آسيا در مالزي به اين معني كه جشنواره ها منطقه اي است. همچنين تلاش مي كنيم كشورهايي كه آمار ايراني آنها بيشتر است يك مقداري توجه بيشتري بكنيم. 
آيا ايرانيان خارج از كشور تمايلي به حضور در ايران هم دارند؟ 
نمي توانم به طور صريح جواب شما را بدهم اما بايد بگويم ما در ايتاليا بيش از 5 هزار پزشك ايراني داريم كه درآمد آنها نسبت به پزشكان ايراني بسيار پائين تر است و اگر شرايط كسب كار براي آنها فراهم باشد شايد مايل به بازگشت هم باشند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 12:27  توسط مراد عنادی  | 

مثلث اقتدار

موفقیت ایران در شکار هواپیمای فوق پیشرفته آمریکا، مثلثی از اقتدار ایران اسلامی را به نمایش گذاشت‌.
نخستین نکته، توانمندی متخصصان جنگ الکترونیک ایران است که موفق شدند با سالم‌ فرودآوردن ‌پهپاد فوق پیشرفته آمریکایی ضربه‌ای مهلک به پنتاگون و سازمان سیا وارد سازند و در عمل نشان دهند که ایران در سایه همت دانشمندان خود به مرزهای جدیدی از دانش و فناوری سطح بالا دست‌یافته است؛ موضوعی که با گذشت چند روز از این اقدام غرورآفرین، نه‌تنها آمریکا که بسیاری از کشورهای دیگر نیز به آن اشاره کردند.

دومین ضلع مثلث اقتدار ایران، اقدام بموقع دستگاه دیپلماسی بود که از یک‌سو سفیر سوئیس در تهران را به عنوان حافظ منافع آمریکا به وزارت خارجه احضار و مراتب اعتراض شدید ایران را به وی ابلاغ کرد و از سوی دیگر تسلیم شکایت ایران به سازمان ملل متحد بود که در آن نماینده ایران، اقدام آمریکا را به عنوان نقض آشکار مقررات منشور ملل متحد محکوم کرد. افزون بر این در حرکتی تکمیلی سفیر افغانستان به وزارت خارجه احضار شد تا مراتب اعتراض ایران، به دولت افغانستان نیز اعلام شود چراکه هواپیمای جاسوسی از پایگاه شیندند در خاک افغانستان وارد فضای ایران شده بود.

سومین ضلع مثلث اقتدار ایران پوشش بموقع رسانه‌ای این رخداد مهم بود. برخورد فعال و هماهنگ رسانه‌های کشور اعم از مطبوعات، خبرگزاری‌ها، سایت‌های خبری و شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی عملا فضایی را به وجود آورد که در سایه آن نه‌تنها تبلیغات رسانه‌های آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی برای طرح اما و اگرها و برخی‌ گمانه‌زنی‌های مغرضانه درباره موفقیت ایران بی‌اثر شد بلکه با توجه به پخش تصاویر پهپاد فوق‌پیشرفته آمریکا، مجبور شدند به توانمندی ایران اشاره کرده و حتی مقامات آمریکایی را برای پاسخ شفاف نسبت به رسوایی حادث‌شده سؤال‌پیچ کنند.

بدین‌ترتیب ملاحظه می‌شود همراهی دیپلماسی رسمی و دیپلماسی رسانه‌ای با اقتدار دفاعی، مثلثی از اقتدار ایران را به نمایش گذاشت که خود شاخصی از پختگی روزافزون ایران در مدیریت رخدادهایی از این دست است. درست به دلیل همین حرکت هماهنگ بود که نه‌تنها رسانه‌های آمریکایی و اروپایی بلکه مقامات آمریکایی نیز هر چند قطره‌چکانی، لب به اعتراف گشودند‌.

علاوه بر این در لایه بعدی حتی تلاش آنها برای ناتوان جلوه‌دادن ایران برای رمزگشایی اطلاعات پهپاد نیز رنگ باخت و اعتراف کردند که ایران حتی می‌تواند با مهندسی معکوس به فناوری ساخت پرنده پیشرفته آمریکا نیز دست یابد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 11:2  توسط مراد عنادی  | 

ناكامي در كارزار هسته‌اي وين

گفت و گو -  گروه بين‌الملل - محمد خاكي‌نهاد - عليرضا مرادي: روز نامه ایران 

مديركل آژانس انرژي اتمي گزارش خود در رابطه با فعاليت‌هاي هسته‌اي كشورمان را ارائه كرد. آمانو در گزارش خود اتهامات امريكا و غرب مبني بر چرخش فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به سوي جنبه‌هاي نظامي را تكرار كرد. اين اقدام آمانو كه بدون ارائه دليل و اسناد معتبر اتهامات سنگيني به ايران وارد كرد بي‌شك اعتبار وي و آژانس را مخدوش كرد و نقطه منفي بزرگي در كارنامه آمانو و همچنين آژانس انرژي اتمي است. از اين رو بود كه روسيه و چين همراه با كشورهاي جنبش عدم تعهد در مقابل گزارش بي‌سند و مدرك آمانو واكنش منفي نشان دادند كه اين واكنش در قطعنامه ضعيف آژانس ديده شد. در گفت‌وگويي با دكتر مراد عنادي كارشناس روابط بين‌الملل زواياي مختلف اين تحولات را مورد بررسي قرار داديم.
آقاي عنادي در گزارش آمانو چه مسائل مخدوشي مطرح شده بود؟
در گزارش آمانو تلاش شده بود تا چند مسئله برجسته‌سازي شود. اول طراحي رايانه‌اي كلاهك هسته‌اي، دوم ايجاد محفظه فلزي براي آزمايشات اتمي و استفاده از دانشمندان خارجي و مشخصاً اوكراين براي ساخت سلاح‌هاي اتمي توسط جمهوري اسلامي. آمانو با اين سه مورد مي‌خواست تا به جامعه جهاني انحراف ايران از فعاليت‌هاي هسته‌اي‌اش را القا كند.
امريكا و رژيم صهيونيستي بعد از گزارش آمانو تلاش زيادي براي تصويب قطعنامه شديد‌اللحن عليه ايران كردند، آيا موفق به اين كار شدند؟
تلاش امريكا و اسرائيل براي تصويب قطعنامه شديد‌اللحن و با الزامات بالا ناكام ماند و حتي تهديدهاي نظامي اسرائيل و عمليات رواني و تبليغات گسترده رسانه‌اي بر ضد ايران نيز نتوانست آنها را در اين هدف ياري كند. آنها طبق برنامه مي‌خواستند بعد از قطعنامه شوراي حكام قطعنامه شوراي امنيت را تصويب كنند كه تاكنون نتوانسته‌اند پس از قطعنامه 1929 مورد جديدي را به تصويب برسانند.
اتفاقي كه افتاد اين بود كه با فعاليت روسيه و چين همراه با كشورهاي جنبش عدم تعهد قطعنامه شوراي حكام آژانس چندين‌بار تعديل شد و قطعنامه‌اي بدون ضرب‌الاجل و مهلت زماني و دور از خواسته‌هاي غرب به تصويب رسيد.
با اين وجود غربي‌هاي ناراضي از قطعنامه بايد دست به اقداماتي يكجانبه مي‌زدند. آنها چه اقداماتي را در دستور كار قرار دادند؟
غربي‌ها كه نتوانستند با تصويب قطعنامه دلخواه، اجماع جهاني عليه ايران را براي تحريم‌هاي بين‌المللي محقق كنند، مجبور شدند دست به اقدامات يكجانبه همچون تحريم بانك مركزي توسط دولت انگلستان، بزنند. كشورهاي كانادا، امريكا و فرانسه نيز اقدامات مشابهي در دستور كار دارند.
البته فرانسه تلاش دارد اتحاديه اروپا را مجاب به تحريم ايران كند كه تاكنون اتفاق نظري در اروپا در اين زمينه به‌وجود نيامده است.
خيزش‌هاي مردمي در جهان عرب موضوع هسته‌اي ايران را به حاشيه برده بود، چه شد كه دوباره اين موضوع در رسانه‌هاي جهاني مطرح شد؟
امريكا و بويژه اسرائيل مي‌خواهد به جمهوري اسلامي پيام دهد كه خيزش‌هاي جهان عرب آنها را از توجه به ايران و پرونده هسته‌اي آن غافل نكرده است و آنها همچنان پروژه ايران‌هراسي را با جديت دنبال مي‌كنند. از طرفي نفوذ گسترده ايران كه در خيزش‌هاي جهان عرب نمايان شده، غرب را بر آن داشت تا با پيش كشيدن موضوعاتي چون ترور سفير عربستان باعث تنش در روابط ايران و عربستان شود و به كشورهاي منطقه هشدار دهد كه هزينه دوستي با ايران را بالا ببرند. در واقع كل سناريو براي اين طراحي شده بود.
اخيراً شاهد تنش در روابط روسيه و امريكا به دليل مسائل نظامي و موشكي بوده‌ايم و از طرفي شاهد حمايت بيشتر روسيه از پرونده هسته‌اي كشورمان نسبت به گذشته بوده‌ايم، اين مطلب را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
واقعيت اين است كه تهديد اصلي در جهان امروز امريكا است كه پنج هزار كلاهك اتمي در‌اختيار دارد. اين كشور به تعهد خود براي نابود كردن سلاح‌هاي شيميايي عمل نكرده كه گزارش سازمان منع سلاح‌هاي شيميايي به صراحت به اين مسئله اشاره مي‌كند.
اكنون امريكا و برخي كشورهاي ديگر 25 هزار تن سلاح شيميايي دارند كه قرار بود در سال 2007 آن را نابود كنند، اما پروسه نابودي اين سلاح‌ها را طول مي‌دهند و آن را تا سال 2021 تمديد كرده‌اند.
علاوه بر اين امريكا سلاح جديدي آزمايش كرده كه 5 برابر سرعت صوت سريع عمل مي‌كند. اينها مواردي است كه نارضايتي روسيه و ديگر كشورها را به دنبال دارد و اكنون مي‌بينيم كه امريكا و روسيه در خاورميانه رودرروي هم قرار گرفته‌اند و اين كشور قطعنامه ضد سوريه را وتو مي‌كند و ناوهاي خود را به سواحل سوريه اعزام مي‌كند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 11:52  توسط مراد عنادی  | 

تحریم های انتخابی

درباره دور تازه تحریم‌های آمریکا، کانادا، انگلیس و فرانسه بر ضدایران که بیشتر روی محدودیت در حوزه نظام بانکی، صنایع پتروشیمی و نفت و گاز متمرکز شده است، به چند نکته می‌توان اشاره کرد.

  تحریم‌های انتخابی نخست اینکه این تحریم‌ها که با هدف افزایش فشار بر جمهوری اسلامی ایران در دستور کار کلوپ غرب قرار گرفته‌ در پی ناکامی این کشورها برای تصویب قطعنامه تحریم دسته‌جمعی برضد ایران از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد کلید خورده است.

آمریکا و اروپا امیدوار بودند با ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و همزمان با تصویب قطعنامه‌های مجمع عمومی برضد ایران در حوزه تروریسم و حقوق بشر فشار جدی به ایران وارد سازند، بدین‌معنا که قطعنامه‌ای محکم و با دایره وسیع تحریم‌ها ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد در شورای امنیت تصویب کنند تا در پرتو تحریم‌های دسته‌جمعی فشارهای وارده بر ایران را مضاعف سازند، اما به دنبال ارجاع‌نشدن موضوع هسته‌ای ایران به شورای امنیت و تصویب قطعنامه‌ای تعدیل شده در شورای حکام آژانس که جنبه الزامی ندارد، آمریکا و اروپا بار دیگر به تحریم‌های انتخابی یا به عبارتی یکجانبه روی آوردند.

در این چارچوب انگلیس تحریم نظام بانکی ایران را اعلام کرد ، آمریکا با طرح اتهام پولشویی سعی کرد صنایع پتروشیمی ایران را تحریم کند و فرانسه و کانادا تحریم‌های بانکی و انرژی را اعلام کردند. بدین‌ترتیب بار دیگر کلوپ غرب به تحریم انتخابی دست زد.

صرف‌نظر از اینکه چنین تحریم‌هایی مشکلاتی را می‌تواند در حوزه‌های مورد تحریم به همراه داشته باشد اما نکته قابل تأمل عدم همراهی جامعه جهانی با چنین رویکردی است. روسیه رسما وضع دور تازه تحریم‌ها را غیرقابل قبول خوانده است و کشورهای عضو جنبش عدم تعهد نیز آن را سیاسی می‌دانند.

نکته دوم اینکه توسل به چنین تحریم‌هایی به صورت انتخابی و یکجانبه با مقررات بین‌المللی ازجمله قطعنامه مجمع عمومی در زمینه حق توسعه ملت‌ها مغایرت دارد. خصوصا اینکه اکثریت اعضای سازمان ملل متحد به جای تحریم بر ادامه مذاکره و دیپلماسی با ایران اصرار دارند و روی آوردن به چنین سیاستی را سبب پیچیده‌ترشدن فضای حاکم بر تعامل ایران با غرب می‌دانند.

سومین نکته اینکه توسل به این تحریم‌ها به بهانه معرفی ایران به عنوان تهدید برضد صلح و امنیت جهانی صورت پذیرفته است.

اما آیا واقعا ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی است؟ آمریکا و تروئیکای اروپا در حالی تلاش می‌کنند ایران را به عنوان تهدید علیه صلح و امنیت جهانی معرفی کنند که مواضع آنها بیشتر ادعایی است، اما همین چند روز پیش شبکه‌های تلویزیونی اعلام کردند آمریکا سلاح مافوق صوت جدیدی را آزمایش کرده است که 5 برابر سرعت صوت حرکت می‌کند و در عرض نیم ساعت هدفی را در فاصله 3700 کیلومتری منهدم می‌کند.

سؤال این است چرا ساخت چنین سلاح‌هایی که شبکه‌های تلویزیونی غربی آن را به عنوان خبر اول خود برمی‌گزینند تهدید برضد صلح و امنیت جهانی نیست اما تلاش یک کشور برای دستیابی به دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای می‌تواند تهدید علیه صلح و امنیت جهانی باشد. آیا چنین تلاشی که زیرنظر دوربین‌های آژانس صورت می‌گیرد و مدیرکل آژانس بارها تایید کرده است که انحراف نداشته، می‌تواند صرفا با ادعایی بدون ارائه سند دستاویز تحریم‌های انتخابی باشد؟منبع مقاله

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 10:50  توسط مراد عنادی  |